• شماره تماس : 03136243876

از ماندن در خانه تا تصرف فضا

جستاری از عباس کیانی در مورد کرونا

از ماندن در خانه تا تصرف فضا

از ماندن در خانه تا تصرف فضا 1200 800 رویش مهر و اندیشه

 

جستاری از عباس کیانی

یواش‌یواش با روی‌آوردن به باغبانی و امتحان انواع کاشتنی‌ها آرام گرفتم؛ کمی آرام‌تر و البته باانگیزه‌تر از پیش به ماندن در خانه ادامه دادم. برای این آرامش به بالکن خانه روی آوردم؛ فضای فسقلی شانزده سرامیکی، در جنوب غربی پلان خانه، رو به جنوب و خیابان محلۀ ما، بالکنی که بی‌استفاده و در اختیار آت‌‌وآشغال‌های معمول هر خانه‌ای بود: چند گلدان پلاستیکی و سفالی تلنبارشده روی هم، دو آجر، دو محافظ توری پنجره، یک گاز نذری و یک گونی نصفه گچ با تاروپودهای پلاستیکی گونی که در اثر تابش مستقیم خورشید پوسیده شده و با یک اشاره تمامش پودر می‌شد و فرو می‌‌ریخت. بالکن خانه از طریق یک درِ چارچوب‌فلزی که تقریباً ۸۰ درصدش شیشه بود، به فضای درونی خانه وصل می‌شد.

 

تصرف یک فضا آنقدرها هم کار سختی نیست. کمی چاشنی تداوم و گذر زمان که به فضا اضافه شود، خودبه‌خود فضا ازآن تو می‌شود و دیگر هیچکس حتی نزدیکش هم نمی‌آید. می‌پذیرد که تو صاحب آن فضا شده‌ای. البته یک فاکتور خیلی خیلی بزرگ از این حرف می‌گیرم و آن‌ هم دست‌فروش‌های شهر است. هر چقدر هم که در فضایی جاخوش کرده باشند و در ذهن مردم شهر، چهره و فعالیت و جای بساطشان نقش بسته باشد، باز مأموران شهرداری به آنان حمله می‌کنند و زیر کاسه‌کوزه‌شان می‌کشند که بروند، مگر اینکه با سوداگری شهرداری به توافقی برسند. با این‌حال فضا برای مدت‌ها در تصرف آن دست‌فروش‌ها خواهد ماند؛ حتی اگر دیگر نباشند. مردم تا مدت‌ها خواهند گفت: «کنار همان گاری باقله (باقلا)‌فروشه» یا «مغازه روبروی بساط تخمه‌فروشه» و امثالهم. بعد از آن که آن قسمت از کالبد شهر را از دست‌فروش گرفتند، ذهنیتی از فضا در خاطر مردم برای سالیان سال باقی خواهد ماند. می‌توانم بگویم به‌نحوی، با تداوم حضور، فضا تصرف می‌شود؛ چه جسم و چه روح آن فضا.
من هم در این تصرف شانزده سرامیکی‌ام همین روند را طی کردم. اول به بالکن نزدیک شدم و بذرهای کاشته‌شده را نزدیک تلویزیون و پشت درِ بالکن ‌گذاشتم. دوهفته گذشت؛ جوانه‌ها نور می‌خواستند. آن‌ها هم دنبال فضای بیشتری بودند تا رشد کنند. بعد از دو هفته، با آنکه به فضای بیرون از خانه عادت نداشتند اما نور برایشان لازم بود؛ علی‌الخصوص که گوجه گیاه نوردوستی است. چند روزی هم، موقتی و برای ساعاتی، گلدان را در بالکن می‌گذاشتم. تا آنکه برگ‌ها شکل گرفت و جوانه‌ها قوت یافت. دیگر دائماً در فضا (بالکن) بودند و به‌واسطۀ آن‌ها، من هم بیشتر در فضا حضور داشتم؛ یعنی در همان شانزده سرامیکی که هر دفعه که وارد بالکن می‌شدم معمارش را لعنت می‌کردم که یک نفر هم به‌سختی در این بالکن جا می‌شود. کاش حداقل به‌جای شانزده سرامیک، ابعاد بالکن را به اندازه بیست‌وچهارسرامیک گرفته بودی آقای معمار! البته این هم از عوارض در خانه‌ماندنِ زیاد است. گاهی به‌قدری به در و دیوار خانه خیره می‌شوی که تمام عیب و ایرادهای خانه به چشمت می‌آید و برای تک‌تکش معمارش را لعنت می‌کنی. درست شبیه رفتاری که پیش از این دوران قرنطینه در شهر داشتم: به‌قدری به در و دیوارهای شهر و فضاها می‌نگریستم که تمام عیب و ایرادهایش برایم آشکار می‌شد و طراح و شهرسازش را لعنت می‌کردم.

از بالکن دور نشویم. سرک کشیدنم به بالکن بیشتر و بیشتر شد. دیگر کمتر برادر، پدر و مادرم نزدیک بالکن می‌شدند. انگار که حضور در آن فضا، عدد و ظرفیت مشخصی دارد و زمانی‌ که من پُرش می‌کردم، به‌طرزی ناخودآگاه دیگر بقیه نزدیکش نمی‌شدند.
باغبانی و کاشت گل و گیاه در این برهه برای خودش راه چاره‌ای‌ست تا آدم در این چاردیواری نپوسد و همچنان جریان زندگی را حس کند و این باعث شد بیشتر وسوسه شوم. دست به‌کار شدم. فضای بالکن را سامان دادم؛ خرت‌وپرت‌های ریز و درشت را در گوشه و کنار انباری که خودش تا خرتناق («خرتلاق» به گفتۀ فرهنگ دهخدا) پُر است، جا دادم. گلدانِ جوانۀ گوجه‌ها را نزدیک درِ بالکن گذاشتم. با اینستاگردی زیاد در زمان‌های آزادم، نحوۀ کاشت گیاهان مختلف را دیده بودم و سررشته‌ای در این زمینه داشتم. متناسب با علاقه و‌ البته فضای محدودی که داشتم، به کاشت سبزی شاهی و تربچه روی آوردم. البته گوجه‌ها هم در چند سرامیک آن‌طرف‌تر به رشد خودشان ادامه می‌دادند. گلدان‌های بزرگتر را آماده کردم. در روز چندین‌بار از پشت شیشه، بالکن را دید می‌زدم و مدام چیدمان گلدان‌ها را درنظر می‌آوردم و برای آن فضای فسقلی نقشه‌ها می‌کشیدم. حالا که دیگر بیشتر رفت‌و‌آمدهای بالکن به من اختصاص یافته، کم‌کم درباره شکل و شمایلش هم فکر می‌کنم. رویش هر برگِ سبز، نتیجه را برایم آشکارتر ‌می‌کند و من دلگرم‌تر از همیشه به کارم ادامه می‌دهم. حالا فضای بالکن تماماً از گلدان‌های کوچک و بزرگ پر شده است و دیگر خودم هم به‌سختی می‌توانم وارد آن فضا شوم. گلدان‌ها و جوانه‌ها بیشتر از من در بالکن حضور دارند و آن فضای فسقلی را ازآنِ خود کرده‌اند.

این جستار در 5 اردیبهشت 99 نوشته شده است.

تماس بگیرید

031-36243876

ایمیل

info@rooyesh.com

© کلیه حقوق برای رویش مهر محفوظ است. طراحی توسط شاینا