• شماره های تماس : 03136269318 - 03136269317

تئاتر و سینما

با امیررضا نوری پرتو آشنا شوید

با امیررضا نوری پرتو آشنا شوید 560 420 رویش مهر و اندیشه

تحصیلاتِ دانشگاهی

  • دانش‌جوی مقطعِ دکترای رشتۀ «فلسفۀ هنر»، در دانشگاهِ «آزاد اسلامی»، واحدِ «علوم و تحقیقاتِ تهران»؛ در مرحلۀ نگارشِ رسالۀ دکترا؛عنوانِ رسالۀ دورۀ دکترا: «تحلیلِ فلسفی و تطبیقیِ گفتمانِ قدرت در تراژدی‌های یونانِ باستان و داستان‌های حماسیِ شاه‌نامۀ فردوسی با تکیه بر اندیشه‌های میشل فوکو».
  • دانش¬آموختۀ مقطع کارشناسی ارشدِ رشتۀ «ادبیات نمایشی»، در دانشگاهِ «سوره»؛ با معدّلِ «68/18» و با موضوعِ پایان¬نامۀ «تأثیرِ روی‌دادها و دگرگونی¬های سیاسی و اجتماعیِ دهه¬های چهل و پنجاهِ خورشیدی بر فُرمِ روایی و محتوای آثارِ «کارگاه نمایش» با تمرکز بر نمایش¬نامه¬های عباس نعلبندیان و اسماعیل خلج»؛ که با درجۀ ممتاز- نمرۀ «5/19»- ارزیابی شد.

پیشینۀ تدریس در دانشگاه‌ها و نهادهای آموزشیِ عالی

  • عضوِ دائمی و پیوستۀ «انجمنِ صنفیِ مدرّسانِ سینما»ی «خانۀ سینما»، از بهارِ 1397 تا اکنون. عضوِ دائمی و پیوستۀ «انجمنِ صنفیِ مدرّسانِ سینما»ی «خانۀ سینما»، از بهارِ 1397 تا اکنون.
  • تدریس در «دانشگاهِ سورۀ تهران»
  • تدریس در دانشکدۀ «سینما و ‌تئاترِ»دانشگاهِ«هنرِ تهران»
  • تدریس در دانشگاهِ «صدا و سیما»
  • برگزاریِ کارگاهِ های آموزشیِ (وُرک‌شاپِ) «فیلم‌نامه‌نویسی»
  • تدریس در «دانشگاهِ جامعِ علمی‌کاربردی تهران، مرکزِ  فرهنگ‌وهنر، واحدِ 38»
  • پیشینۀ تدریس در «انجمنِ سینمای جوان»، به‌عنوانِ مدرّسِ درسِ «مبانیِ فیلم‌نامه‌نویسی»
  • تدریس در «بنیادِ سینماییِ فارابی»

تالیفات

  • نویسنده کتابِ «درآمدی پژوهشی بر تاریخِ سینمای خیابانیِ ایران» / چاپ بزودی
  • نگارشِ نمایش‌نامه‌های «رژۀ تاریکی»، «بازخوانیِ یک تراژدیِ خانوادگی» و «کیکِ تلخ» که در دی‌ماهِ 1396، از سوی انتشاراتِ «مهرگانِ خِرَد» چاپ شده‌اند.
  • نویسنده کتابِ «شرحِ جامعِ درسِ بررسی و نقدِ آثارِ سینمایی (تاریخ سینمای جهان و ایران)»، برای کنکورِ مقطعِ «کارشناسی ارشدِ» رشتۀ «سینما»
  • نویسنده کتابِ «مجموعۀ آزمون­های ده­سال کنکورِ کارشناسیِ ارشدِ سراسری: درسِ بررسی و نقدِ آثارِ سینمایی»

جوایز

دریافتِ جایزۀ «بهترین نقد و تحلیلِ سینماییِ سال»، برای نگارشِ نقدِ «آینۀ زنگارگرفتۀ خشونت» (نقدِ فیلم‌نامۀ فیلمِ «مغزهای کوچکِ زنگ‎‌زده» که در ماه‌نامۀ تخصّصیِ «فیلم‌نگار» چاپ شده بود)، از «ششمین جشنِ نوشتارِ سینمایی» (انجمنِ منتقدان و نویسندگانِ سینماییِ خانۀ سینما)، در آذرماهِ 1398.

نگارشِ فیلم‌نامه و نمایش‌نامه

  • نگارشِ فیلم‌نامۀ سینماییِ «پیتوک»، با هم‌کاریِ «صادق خوشحال»، که پاییزِ سالِ 1398، به کارگردانیِ «سیّدمجید صالحی» و تهیه¬کنندگیِ «سیّدمحمّد قاضی»، جلوی دوربین رفت و اکنون در مرحله‌های پایانیِ فنّی و پس از تولید قرار دارد.
  • نگارشِ فیلم‌نامۀ سینماییِ «گاوبندی»، با هم‌کاریِ «صادق خوشحال»، که قرار است در نیمۀ نخستِ سالِ جاری، به کارگردانیِ «سیّدمجید صالحی»، جلوی دوربین برود.
  • ** نگارشِ فیلم‌نامۀ مجموعۀ تلویزیونی/ تاریخیِ «خانه‌ای با درختانِ نارنجِ سرخ»، با هم‌کاریِ «صادق خوش‌حال»، که قرار است سالِ جاری واردِ مرحلۀ تولید شود.
  • نگارشِ فیلم­نامۀ «خانه­ای در مه»، به کارگردانیِ «سیدمجتبی یاسینی»، که روزِ 29 اسفندماهِ 1390 از شبکۀ اولِ سیما پخش شد و پس از آن نیز چندمرتبه از شبکۀ «نمایش» به روی آنتن رفته است.
  • بازنویسیِ فیلم­نامۀ «با من حرف بزن»، به کارگردانیِ «سیدمجتبی یاسینی»، که آذرماهِ سالِ 1389 از شبکۀ اولِ سیما به روی آنتن رفت.
  • هم‌کاری با معتبرترین مرکزِ خصوصیِ تولید انیمیشن در ایران، زیرِ نظرِ «بهروز یغماییان»، به­عنوانِ نویسندۀ فیلم­نامه و نگارش هفت فیلم­نامۀ انیمیشن برای مجموعۀ انیمیشنِ «همسایه­ها» در سالِ 1389.
  • پیشینۀ نگارشِ نمایش­نامۀ «رژۀ تاریکی»، که در خردادماهِ 1394، به کارگردانیِ «مهشید حسینیان»، به مدّتِ پانزده‌شب، در تماشاخانۀ «فانوس» به روی صحنه رفت.

«شاید نجات یابیم »یک اتفاق مهم در تئاتر اصفهان

«شاید نجات یابیم »یک اتفاق مهم در تئاتر اصفهان 560 420 رویش مهر و اندیشه

«شاید نجات یابیم »یک اتفاق مهم در تئاتر اصفهان است مظلوم است نجیب است و سرش بالاست.آینه ای است در برابر یک از خود بیگانگی یا خود فراموشی. اگرچه کارگردان تا حدود زیادی به متن ساموئل گوسیان وفادار می ماند اما شیوه اجرایی بدیع نمایش نشان می دهد وی لایه های درونی متن را به خوبی درک کرده است. مسئله آزادی در برابر اسارت به معنای عام آن به عنوان یک فراروایت درون مایه اصلی متن و نمایش است. اما این مسئله تا ابعادی شخصی عمق می یابد و مخاطب خودش را در حصار مجموعه ارزشهایی می بیند که جامعه برایش ایجاد کرده و گویی این مجموعه هنجار و ناهنجار تحمیلی را بخشی از وجود خود می پندارد . هدف اصلی کارگردان نه صرفا مسئله روایت بلکه چالش روبرو شدن و درگیر شدن مخاطب با خود است که در چنین فضایی زندگی و رشد و نمو می کند بدون اینکه خودش را از خارج نگاه کند و از این جهت که کسی نمیخواهد خودش را در چنین موقعیتی ببیند برای مخاطب دردآور و آزار دهنده است. اشخاص در دنیای استعاری نمایش هر یک تیپی از اجتماع را نشان می دهند و نمادی از یک گروه فکری،خواسته وانتخاب هستند. درست است که یک موقعیت اگزیستانسیالیستی برای چیک و پوچک وجود دارد که هر یک باید دست به انتخاب بزند اما این انتخاب ها نیز نه انتخابهایی بر اساس اصالت وجود که انتخابهای شدیدا تحت تاثیر هستند. دنیای نمایش فرهنگ مسلطی را نشان می دهد که بیگانگی، خشونت ماده گرایی و بیمارگونهگی خصوصیات آن است و در آن هر آنچه خطرناک و خط قرمز است رها شدن و در جریان اصیل و طبیعی زندگی قرار گرفتن است (با استعاره پروازی که برای پرنده که هویتش پریدن است ممنوع و ناشدنی است).

و اما مواردی در خصوص اجرا:

  • به خاطر شیوه اجرایی آوایی نمایش که انتخابی بسیار شایسته و جسورانه برای این متن است باید به کارگردان اثر تبریک گفت.
  • سخن کارگردان در بروشور تاحدودی لو دهنده جریان روایی نمایش است گویی هدف کارگردان به جای قصه گفتن صرف قرار دادن مخاطب در بطن موقعیت ها و لحظه هاست.
  • گرچه وجود هر دکور و آکسسوار باید دلیل داشته باشد و چیزی فراتر را از لحاظ بصری به اجرا اضافه کند اما جای خالی طرحی خاص برای صحنه در اجرا احساس می شود. هرچند اجرا به نوعی آوا محور و حرکت محور است و ایستا نیست و این عدم وجود سکون، احساسی از عدم ثبات و عدم آرامش را به مخاطب عرضه می دارد حتا جاهایی که موسیقی، آواها و حرکات سرشار از زندگی و انرژی است و احساس اضطرابی ناشی از عدم پایداری و تعادل مخاطب را رها نمی کند.
  • توانایی بالای بازیگران به لحاظ حسی، بیانی، بدنی و وجود تعادل و کنترل فوق العاده در حرکات نشان می دهد که اجرایی نیست که حاصل تمرینی 2، 3 ماهه باشد و تماشاگر تئاتر اصفهان احساس میکند بازی هایی فانتزی و اکت هایی خرق عادت مشاهده می کند که از بازیگر های متوسط تئاتر بر نمی آید.
  • به جای ساختن آهنگ های ضعیفی که در بسیاری اجراها هزینه های گزافی را روی دست تهیه کننده اثر میگذارد در این نمایش انتخاب هایی هوشمندانه و متناسب با صحنه های اجرا به اثرگذاری و بیان نمایش کمک مضاعفی کرده است.
  • اما یکی از انتقاداتی که به اجرا وارد است در وجه نمایشی تماشاگر حق دارد یکی از مهمترین موقعیت های نمایشی یعنی چگونگی حادثه شکسته شدن بالهای پوچک (یا چیچک هرچه که اسمش هست) را مشاهده کند و به نظر می رسد کارگردان از اثر به نمایش در آوردن این موقعیت اساسی غافل مانده باشد.
  • به احترام کلیه عوامل نمایش نازنین و عزیز «شاید نجات یابیم» که با حداقل هزینه دست به تولید چنین اثر فاخری زده اند هر کجا که این مطلب را میخوانید یکبار دیگر بیایید برخیزیم.

باربد درّی۲۷ خرداد ۱۳۹۸

rooyeshmehr-Culture-Blog-Photography-Who-is-Vivian-Maier

ویوین مایر کیست؟

ویوین مایر کیست؟ 560 420 رویش مهر و اندیشه

شب نخست شب های عکس رویش به ویوین مایر و پخش قسمت هایی از زندگی این هنرمند در موسسه رویش مهر اختصاص دارد.ویوین مایر سال ۱۹۲۶ در نیویورک متولد شد. او کودکی‌اش را در اروپا و آمریکا گذراند.این هنرمند در سال ۱۹۵۱ در آمریکا اقامت گزید و به پرستاری از بچه‌ها روی آورد. او در طول ۴۰ سالی که از بچه‌ها پرستاری می‌کرد، برای خانواده‌های مختلفی کار کرد.ویوین مایر پس از مرگ به شهرت رسید؛ پرستار بچه‌ای که به عکاسی خیابانی علاقه داشت و برعکس هیچ‌گاه علاقه‌ای به نشان دادن عکس‌هایش به دیگران نداشت. کشف اتفاقی نگاتیو‌های او جهان را با زنی هنرمند و تیزبین آشنا کرد.

داستان زندگی زنی عجیب با شیفتگی باورنکردنی برای عکاسی

داستان زندگی زنی عجیب با شیفتگی باورنکردنی برای عکاسی از زندگی روزمره در خیابان‌های نیویورک و شیکاگو به همان اندازه هیجان‌انگیز است که پیدا شدن عکس‌هایش در چند جعبه و چمدان. ویوین مایر عادت داشت به کسانی که در مورد شغلش از او می‌پرسیدند، جواب دهد: من به نوعی کارم جاسوسی است.مایر عادت داشت بچه‌هایی را که از آنها مراقبت می‌کرد، با خودش به نقاط شلوغ و پررفت‌وآمد نیویورک و بعدها به مناطق نه چندان مناسب شیکاگو ببرد و از آنچه در اطرافش می‌بیند، عکاسی کند. او همچنین تنهایی به کشورهای دورافتاده‌ای در آمریکای جنوبی، خاورمیانه، آفریقا و آسیا سفر کرد. دوربین رولی‌فلکسی که مایر همیشه دور گردن‌اش می‌انداخت، به جزئی جدایی‌ناپذیر از او بدل شده بود.مایر عکس‌هایش را به کسی نشان نمی‌داد و در اتاق شخصی‌اش در خانه کارفرماهایش را همیشه قفل می‌کرد. او در تمام آن سال‌ها همه عکس‌هایش را پیش خودش نگه داشته بود؛ بیش از صد هزار نگاتیو و مجموعه‌ای از فیلم‌های مستند و نوارهای صوتی که مایر خودش همه را ساخته بود. او همچنین کوهی از بریده‌های روزنامه‌ها و اشیایی داشت که در خیابان پیدا کرده بود. همه این وسایل در انبار نگهداری می‌شدند.ویون مایر در اواخر عمرش از پس پرداخت اجاره انبارها بر نمی‌آید و به همین خاطر عکس‌هایش به حراج گذاشته شدند.سال ۲۰۰۷ جان ملوف که در کار املاک بود و به خرید اسباب قدیمی از حراجی‌ها علاقه داشت، جعبه‌ای شامل ۳۰ هزار نگاتیو مایر را به قیمت ۴۰۰ دلار خرید. او در تلاش بود تا عکس‌های قدیمی برای کتابی در مورد شیکاگو پیدا کند، اما هرچه گشت نتوانست ردی از کسی که این عکس‌ها را گرفته بود بیابد.هرچند ویوین مایر اینک به عنوان یکی از معروف‌ترین عکاسان خیابانی جهان شناخته می‌شود، اما در طول حیاتش نتوانست از این شهرت بهره‌ای ببرد. او سال‌های آخر عمر را در فقر بسر برد و حتی این خطر هم وجود داشت که از آپارتمان ارزان قیمتش هم بیرون انداخته شود. یکی از خانواده‌هایی که او در دهه ۷۰ برایشان کار می‌کرد، او را از بی‌خانمانی نجات داد. مایر سال ۲۰۰۹ در ۸۳ سالگی درگذشت.سرانجام پس از درگذشت مایر تلاش‌های ملوف جواب داد و او توانست آگهی ترحیم او را در اینترنت پیدا کند. این کشف کمک کرد تا ملوف بتواند کسانی که زمانی مایر را می‌شناختند، پیدا کند و با آنها در مورد این هنرمند ناشناخته حرف بزند. او برخی از عکس‌های مایر را در فلیکر منتشر کرد که به سرعت دست به دست شدند. از این پس کار اصلی ملوف آغاز شد و او با انتشار عکس‌های مایر، این عکاس نکته‌سنج را به جهان معرفی کرد.ملوف تصمیم گرفت تا از جستجوهایش برای یافتن ویوین مایر فیلم مستندی تهیه کند و دریابد چرا یک پرستار بچه ساده به گرفتن این عکس‌ها علاقه داشته است. فیلم “در جستجوی ویوین مایر” چندین جایزه برد و حتی نامزد دریافت اسکار بهترین فیلم مستند شد.

مالک حقوقی آثار ویوین مایر کیست؟

البته این فیلم بدون حاشیه هم نبود. ملوف درگیر پرونده‌ای حقوقی شد. او که یکی از مالکان حقوقی عمده این عکس‌هاست (به همراه جفری گلداستین) توانست با یکی از خویشاوندان مایر در فرانسه به توافق برسد و حق کپی‌رایت این آثار را کسب کند. با این حال از سال ۲۰۱۴ کسان دیگری هم پیدا شده‌اند که ادعای مالکیت این آثار را دارند. در ژوئن ۲۰۱۸ تعداد این مالکان ۱۰ نفر برآورد شد که همگی از خویشاوندان دور مایر هستند.تعیین تکلیف حق کپی‌رایت آثار مایر ممکن است سال‌ها به طول انجامد. با این حال تا آن زمان علاقمندان عکس‌های این زن عجیب و منحصربه‌فرد از لذت تماشای آثار او محروم‌ نشده‌اند.عکس‌های مایر تا کنون در نقاط مختلف جهان به نمایش گذاشته شده‌اند.

rooyeshmehr-Culture-Blog-News-CInema-Unveiling-ِDocumentary-Isfahan-Hollywood-Director-Hamed-Ghasri-biography-Amanolah-Tarighi

هالیوود اصفهان، اکران می شود

هالیوود اصفهان، اکران می شود 560 420 رویش مهر و اندیشه

از ساعت 5 بعدازظهر پنجشنبه 12 اردیبهشت ماه فیلم مستند« هالیوودِ اصفهان» که به زندگی و زمانه امان اله طریقی، عکاسِ و نقاش اهل اصفهان می پردازد،در کتابخانه مرکزی اصفهان اکران می شود.این فیلم ساخته حامد قصری است.
امان¬الله طریقی عکاس و نقاش صاحب¬نام اصفهان و از جمله مفاخر و چهره¬های ماندگار فرهنگ و هنر این شهراست. وی مهارت خود در عکاسی را مرهون ذوق و استعدادش در زمینه¬ی نقاشی بود. آشنایی با اصول نقاشی، ترکیب¬بندی، زیبایی¬شناسی تصویر و شناخت نور، به خصوص مهارتش در رتوش، از وی عکاسی پرآوازه ساخت. شهرت عکاسخانه¬ی «هولیوود» زبانزد خاص و عام بود و درخارج از مرزهای استودیو نیز عکاسی توانمند به شمار می¬آمد و در دیگر عرصه¬ها عکاسی خبری، عکاسی از مناظر طبیعی و بناهای تاریخی و همچنین عکاسی تئاتر، آثار ارزشمندی از خود به یادگارگذاشت. مهارت او در نقاشی، دست کمی از تبحرش در عکاسی نداشت و در نمایشگاهایی که ازآثار نقاشی وی درایران و آمریکا برگزارشد، بارها مورد تحسین بازدیدکنندگان قرارگرفت. نقاشی¬هایی که گاه با الهام از عکس¬ها کشیده¬شده¬اند ولی اغلب، این نگاه تیزبین طریقی است که آنها را بی¬واسطه از واقعیت پیرامون خود برگرفته و جاودانگی بخشیده-است.امان¬الله طریقی، عکاس و نقاش صاحب نام اصفهان، ستاره¬ای بود که یک دم، درعرصه¬ی آسمان هنر این شهردرخشید، کیمیاگری که رنگ و نور را درهم آمیخت و اکسیری بی¬نظیر ساخت و هزاران عکس نقره¬فام و نگاره¬های بی¬بدیل از خویش به یادگار گذاشت.تصویرسازی چیره¬دست و انسانی بزرگوار که به تأیید اهل شهر و استادان هنرمند آن، در زمان خود مثل و مانندی نداشت. او که مهارت خود در عکاسی را مرهون ذوق و استعدادش در زمینه¬ی نقاشی بود، از جمله عکاسان اصفهان است که از نقاشی به عکاسی روی آوردند. شهرت عکاسخانه¬ی «هولیوود» زبانزد خاص و عام بود و مشتریان زیادی، حتی از دیگر شهرها برای گرفتن عکس پرتره¬ای از خود به وی مراجعه می¬کردند. آشنایی با اصول نقاشی، ترکیب¬بندی، زیبایی¬شناسی تصویر و شناخت نور و ویژگی¬های آن و به خصوص مهارت وی در رتوش و قلم¬گیری¬های ظریف روی عکس، از وی عکاسی پرآوازه ساخت. او انسانی پرشور، جستجوگر و سخت¬کوش بود و به جز پرتره¬نگاری، در خارج از مرزهای استودیو نیز عکاسی توانمند به شمار می¬آمد و در دیگر عرصه¬ها چون، عکاسی خبری، عکاسی از مناظر طبیعی و بناهای تاریخی، کارخانجات، مدارس، اصناف گوناگون و همچنین عکاسی تئاتر آثار ارزشمندی از خود به یادگار گذاشت. به علاوه، آموزگاری مهربان بود و سال¬ها در کنار آفرینش آثارهنری، عکاسی و نقاشی رابه دیگران آموزش داد. او تشنه¬ی یادگیری بود و با اینکه فنون و رموز عکاسی را نزد استادان پیشگام اصفهان آموخته¬بود، برای دانستن اصول علمی و شیوه¬های جدید عکاسی به مطالعه روی آورد. حس همکاری و نوع دوستی¬اش بارها باعث حضور فعال طریقی در ایجاد گردهمایی¬ها، انجمن¬ها و تعاونی¬های عکاسی شد و روحیه¬ی اجتماعی و مهرخالصانه¬اش همواره او را به جمع دوستان ادیب و هنرمندی هدایت کرد که بسیار از آنها آموخت. بزرگانی چون عبدالحسین سپنتا، تاج اصفهانی، حسن کسایی، وحدت، ارحام صدر، صغیراصفهانی و غلامحسین درخشان که هریک، نقش مهمی در تعالی روحی و هنری وی ایفا کردند. مهارت او در نقاشی، دست¬کمی از تبحرش در عکاسی نداشت و در نمایشگاه¬هایی که از آثار نقاشی وی در ایران و آمریکا برگزارشد، بارها مورد تحسین بازدیدکنندگان قرارگرفت.از سویی، دوران حیات و اوج فعالیت هنری طریقی مقارن با دوران انتقالی مهمی در تاریخ ایران بودکه بروز تغییرات چشمگیر در اوضاع سیاسی و اجتماعی را سبب گردید. همزمان با این تحولات، عکاسی نیز دوران رشد و شکوفایی خود را تجربه می¬نمود. تعداد استودیوهای عکاسی به نحو بی¬سابقه¬ای افزایش یافتند و ورود مواد و وسایل عکاسی از اروپا، نقش مهمی در ارزان شدن قیمت عکس و گسترش عکاسی بین مردم داشت. پایان یافتن این دوران همزمان با وقوع انقلاب وبرکناری محمدرضا پهلوی از قدرت و مقارن با کناره¬گیری امان¬الله طریقی از عکاسی، پس از سی سال کار حرفه¬ای بود و حاصل آن، هزاران قطعه عکس که حیات اجتماعی یک دوران مهم ایران را در خود ماندگار کرده¬است.

عوامل فیلم؛

تهیه کننده:داریوش طریقی
نویسنده و کارگردان:حامد قصری
گفتار متن فیلم:نصراله مدقالچی
موسیقی:امیرحسین حبیبی
فیلمبردار:احمدرضا تاج
تدوین:محمدجواد حسنی
با بازی :رضامهدوی هزاوه
با حضور
فخرالدین فخرالدینی
نصرت اله وحدت
عباس عقیلی
داریوش طریقی
اصغر حاج علیزاده
مهندس محمود درویش
دکتر حسین یقینی
اکبر امامی
مهناز ارحام صدر
لیلی کسائی
حشمت اله بهزادی
حسین پاکتچی
حسین نیسان
شهلا طریقی
میترا طریقی

محمد علی میاندار
پیمان ترابی
و….

rooyeshmehr-Culture-Blog-Playreading-Doubt-A-Parable-John-Patrick-Shanley-

مصاحبه با سرپرست نمایشنامه خوانی شک؛ یک تمثیل

مصاحبه با سرپرست نمایشنامه خوانی شک؛ یک تمثیل 560 420 رویش مهر و اندیشه

خواندن، بدون دیدن

موسسه رویش مهر این روزها میزبان نمایشنامه خوانی «شک؛ یک تمثیل» توسط تعدادی از نابینایان است.سرپرست نمایشنامه خوانی «شک؛ یک تمثیل» در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا اظهار کرد: سال ٩٥ نمایشی را با موضوع نابینایان در مجتمع فرهنگی هنری فرشچیان روی صحنه برده بودم و همین باعث شد که مدیر موسسه جام جم پیشنهاد اجرای یک نمایشنامه خوانی با حضور نابینایان را به من بدهد. بنابراین از بین ٣٠ روشندلی که اعلام آمادگی کرده بودند، چهار نفر را گزینش و متن نمایشنامه را نیز بر اساس روحیات این افراد انتخاب کردم.میثم کیان ادامه داد: نمایشنامه «شک؛ یک تمثیل» نوشته جان پاتریک شنلی از لحاظ روایت و پیچیدگی بسیار گیراست. داستان آن پر از زیر و بم و دارای شخصیت‌هایی است که مثبت و منفی بودن آن‌ها مشخص نیست.وی افزود: این نمایشنامه، یک خرده روایت را نیز در خود گنجانده و آن داستان زنی است که در صومعه کار می‌کند. این زن که کم‌کم در حال از دست دادن بینایی خود است، مدام زمین می‌خورد اما هیچ‌کس به فکر او نیست. این ماجرا طعنه می‌زند که در حقیقت نابینای واقعی شمایید، وقتی مشکلات این افراد را نمی‌بینید.

میثم کیان:دنیای نابینایان پر از صداست

کیان، با اشاره به سختی‌هایی که اجرای این نمایشنامه خوانی به همراه داشت، گفت: سایر نمایشنامه خوانی‌ها معمولاً با ١٠ تا ١٥ روز تمرین آماده اجرا می‌شوند اما برای اجرای این نمایشنامه ما تقریباً سه ماه تمرین داشتیم. مسئله اصلی هم عادت اجرا خوان‌ها به خط بریل بود و اینکه یکی از این چهار نفر کم‌بینا بود و نه می‌توانست با خط بریل ارتباط برقرار کند و نه با متن کتاب، به همین سبب او مجبور شد کل این نمایشنامه سنگین را به حافظه بسپارد.

میثم کیان: گاهی عصبانی می‌شدم!

وی افزود: بااینکه گروه اجرایی از قبل به هم متذکر شده بودند که باید حین کار صبور باشند، اعتراف می‌کنم که من گاهی عصبانی می‌شدم! چراکه دنیای نابینایان پر از صداست و کنترل این صداها برای یک کارگردان، کار سختی است اما به‌هرحال با ترفندهایی توانستیم این کار را به انجام برسانیم.این کارگردان تصریح کرد: ٨٠ درصد فضاسازی این نمایشنامه خوانی در تاریکی مطلق می‌گذرد چون با بحث شک و نابینایان، روشنی درون و تاریکی بیرون و تاریکی درون و روشنی بیرون به‌صورت هم‌زمان سروکار داریم.کیان، خاطرنشان کرد: نمایشنامه خوانی «شک؛ یک تمثیل»، آغاز فصلی از تئاتر درمانی برای تسکین مخاطب است و احتمال اجرای آن در تهران نیز وجود دارد.
نمایشنامه «شک؛ یک تمثیل» با نقش خوانی علیرضا حیدری، فرن علی‌اکبری، مهتاب نفیسی و اکرم کریمی پس از استقبال عالی در دو روز چهارشنبه و پنجشنبه ، در جمعه ٢٤ اسفندماه در دو سانس ویژه ١٨ و ١٩ در موسسه فرهنگی هنری رویش مهر خوانش می‌شود.

منبع : اصفهان زیبا

rooyeshmehr-Culture-Blog-Playreading-Doubt-A-Parable-John-Patrick-Shanley-

شک یک تمثیل نمایشنامه‌خوانی متفاوت با اجرای نابینایان

شک یک تمثیل نمایشنامه‌خوانی متفاوت با اجرای نابینایان 560 420 رویش مهر و اندیشه

شک یک تمثیل نمایشنامه‌خوانی متفاوت با اجرای نابینایان

نمایشنامه خوانی «شک؛یک تمثیل» به همت اتاق نمایش رویش و مدیریت موسسه‌ی جام جم از آذرماه کلید خورده است . اجرای این نمایشنامه بر اساس قابلیت‌های خوانشگران و فضاسازی‌هایی که مضمون تودرتوی نمایش ایجاب می‌کرد ، شکل‌گرفته.
نمایشنامه‌ی شک در سال ۲۰۰۴ توسط جان پاتریک شنلی نوشته‌شده و در سال ۲۰۰۵ جایزه‌های پولیتزر و تونی را از آن خودکرده است. این نمایشنامه را رومن پولانسکی کارگردان سینما اواخر سال۲۰۰۶ در پاریس و سپس در ورشو به روی صحنه برده است .
شنلی درباره نمایشنامه‌ی خود می‌گوید:روزگار دشواری شده است که اعتقادات به لغزش درمی‌آیند و ریاکاری در رفتار ما،دست‌آویزی می‌شود برای پوشاندن آن لغزش‌ها ، هنگامی‌که ضمیر خودآگاه ما آسیب‌دیده ، ولی عوض نشده و هنوز خودش است. این خطرناک‌ترین ، مهم‌ترین و رایج‌ترین تجربه‌های زندگی ما را تشکیل می‌دهد . شروع تغییرات همانا لحظه ایست که شک به سراغمان می‌آید . لحظه‌ی حساسی است که سر دوراهی تجدید انسانیت خود و یا پذیرش دروغ می‌مانیم .

«می خوام به شما بگم : شک می تونه ریسمانی به قدرت و نیرومندی یقین باشه . وقتی گم شدین ، تنها نیستین …….»

نمایشنامه خوانی «شک؛یک تمثیل» به همت اتاق نمایش رویش و مدیریت موسسه‌ی جام جم از آذرماه کلید خورده است . اجرای این نمایشنامه بر اساس قابلیت‌های خوانشگران و فضاسازی‌هایی که مضمون تودرتوی نمایش ایجاب می‌کرد ، شکل‌گرفته.
نمایشنامه‌ی شک در سال ۲۰۰۴ توسط جان پاتریک شنلی نوشته‌شده و در سال ۲۰۰۵ جایزه‌های پولیتزر و تونی را از آن خودکرده است. این نمایشنامه را رومن پولانسکی کارگردان سینما اواخر سال۲۰۰۶ در پاریس و سپس در ورشو به روی صحنه برده است .
شنلی درباره نمایشنامه‌ی خود می‌گوید:روزگار دشواری شده است که اعتقادات به لغزش درمی‌آیند و ریاکاری در رفتار ما،دست‌آویزی می‌شود برای پوشاندن آن لغزش‌ها ، هنگامی‌که ضمیر خودآگاه ما آسیب‌دیده ، ولی عوض نشده و هنوز خودش است. این خطرناک‌ترین ، مهم‌ترین و رایج‌ترین تجربه‌های زندگی ما را تشکیل می‌دهد . شروع تغییرات همانا لحظه ایست که شک به سراغمان می‌آید . لحظه‌ی حساسی است که سر دوراهی تجدید انسانیت خود و یا پذیرش دروغ می‌مانیم .
شک جرئت و نیروی بیشتری می‌طلبد تا تعهد ؛ به خاطر این‌که تعهد جایی ست راکد و ساکن و شک بیکران است و نامحدود و تمرینی مشقت‌بار . ممکن است درنتیجه گیری نمایشنامه‌ی من مردد بمانید . ممکن است بخواهید مطمئن شوید . باید با آن احساساتی که سراغتان می‌آیند مدارا کنید . ما مجبوریم یاد بگیریم که باید بیش‌تر اوقات با شک زندگی کنیم . دیگر سخن بس؛ در پس تمامی این قیل‌وقال‌های زمانه‌ی ما سکوت است و خاموشی.
اجرای این نمایشنامه خوانی در سالن اجتماعات موسسه‌ی رویش مهر واقع در خیابان چهارباغ بالا ، نرسیده به چهارراه نظر ، جنب دادگاه تجدیدنظر ، کوچه‌ی پور معراج برگزار می‌گردد .
۲۲،۲۳،۲۴ اسفندماه ساعت ۷:۳۰ منتظر شما دوستان عزیز هستیم ….
به علت محدودیت جا لطفا نیم ساعت پیش از اجرای نمایش در مکان حضورداشته باشید.

rooyeshmehr-culture-blog-Playreading-Interview-Naime-Mahdaviyan-Director-Jon-Fosse

به بهانه نمایش نامه‌خوانی آثاری از یون فوسه

به بهانه نمایش نامه‌خوانی آثاری از یون فوسه 560 420 رویش مهر و اندیشه

یون فوسه، نمایشنامه‌نویس و شاعر نروژی، در سال ۱۹۵۹ متولد می‌شود. وی پیش از ورود به دنیای تئا‌تر، پانزده رُمان، داستان، رساله، مجموعه‌ی شعر و کتاب‌هایی برای کودکان می‌نویسد و در سال ۱۹۹۴ به در خواست ِ یک کارگردان جوان نروژی به نامِ کای یونسِن، نخستین نمایشنامه‌ی خود را با عنوانِ «و ما هرگز از هم جدا نمی‌شویم» خلق می‌کند. فوسه در سال ۱۹۹۶ با نمایشنامه‌ی «کسی می‌آید» موفق به دریافت جایزه‌ی ایبسن می‌شود و پس از آن، نمایشنامه‌های دیگری می‌نویسد یون فوسه با نوشتاری ساده، مینی‌مالیستی و تکرار شونده، و نیز با تکثیر و تغییرِ نامحدودِ موتیف‌ها، موجبِ تضاد‌ها و جهش‌های ناگهانیِ احساساتی می‌شود که هر لحظه بر ما هجوم می‌آورند. توافقی که به واسطه‌ی نمایشنامه‌های او میانِ تماشاگران و بازیگران حاصل می‌شود، نه توافقی فکری و عقلانی، بلکه بیشتر توافقی بر پایه‌ی احساسات و عواطف است.

« یون فوسه از نگرانی های درونی انسان می گوید »
« در اصفهان، نمایشنامه خوانی را با رویش مهر می شناسند »

نعیمه مهدویان سال گذشته و همینطور امسال با انتخاب یون فوسه تلاش کرده است که این نمایشنامه نویس را به مخاطبان خود در رویش مهر بشناساند.گفت و گویی با این کارگردان انجام داده ایم که در ادامه با هم می خوانیم؛

علت انتخاب نمایش نامه‌های«آن جا» و «آزادی» چه بود؟

یون فوسه نویسنده نروژی از نگرانی‌های درونی انسان هایی می‌گوید که کاملاً محافظه‌کارانه شده‌اند، داستان‌های فوسه اغلب پایان خوشی ندارند،استفاده از علائم نگارشی،تکراری بودن کلمات و تعداد اندک شخصیت هااز جمله ویژگی‌های نمایش‌های فوسه می‌توان دانست، هم‌چنین نکات مشترک دیگر در نمایشنامه‌هایش این است که شخصیت‌ها معمولاً بی‌نام هستند و به‌عنوان کلی مرد، زن، پدر، دختر، مادر، … اکتفا شده ، سکوت و مکث نقش مهمی در انتقال مفاهیم دارند.

تا چه اندازه این نمایش تحلیل‌ شده است؟

بیشتر دیالوگ‌ها از چند جمله کوتاه ساده تشکیل‌شده‌اند اما مکث‌ها -می‌توان گفت بی‌شمار – باعث می‌شود احساس شخصیت‌ها بهتر درک شود. مفهوم مشترک بین نمایشنامه‌های یون فوسه تنهایی آدم‌ها و روابط سرد و بی‌روح و عدم هم‌خوانی آدم‌ها باهم است آدم‌هایی که گویی از زندگی و جهان پیرامون خود انتظار دیگری دارند انتظاری که هیچ‌گاه برآورده نخواهد شد، شخصیت‌ها در زمان حال و گذشته هم‌زمان درصحنه حضور دارند و همچنان که شخصیت ها زمان حال خاطراتشات را مرور می‌کنند به گذشته می‌رویم و آن‌ها را از زبان جوانی یا کودکی‌شان می‌شنویم.

به نظر شما مخاطب ایرانی می‌تواند با متن این نمایش ارتباط برقرار کند؟و تا چه اندازه این اثر جهان‌شمول است؟

به نظر من مخاطب ایرانی هم می‌تواند با این نمایش ها ارتباط برقرار کند و مفاهیم آثار فوسه جهانی هستند.

قدری از محتوای این نمایش بگویید؟

نمایشنامه آزادی ماجرای زنی است که با اصرار خود برای رهایی از قیدوبندهای زندگی خانوادگی از همسرش جدا می‌شود و به رویای آزادی خود می‌رسد، اما بعد از مدتی آزادی را در قیود خانوادگی می یابد.
«آزادی» در وسیع‌ترین معنای کلمه حالتی است که چیزی محدود به چیزهای دیگر نباشد و بتواند در فضا جابه‌جا شود و در مورد انسان حالتی است که در آن اراده شخص برای رسیدن به مقصود خویش به مانعی برنخورد، البته در مورد انسان همواره علت آزادی ( آزادی از چه ) و جهت آن ( آزاد از چه ) مطرح است، حد بالای این قابلیت انتخاب این است که حتی عوامل درونی روانی مانعی در انجام انتخاب ایجاد نکند_عاشقی که نمی‌خواهد از قیدوبند عشق رها باشد یا مادری که نمی‌خواهد از قید فرزندش رها باشد آزاد نیست؟ آیا عشق قیدوبند است؟
نمایش «آنجا» درباره رفتن یک مرد به سمت مرگ است، او در آنجا چیزی می‌بیند؛ چیزی نورانی که زنش در دیدن آن ناتوان است و آنجا چیزی جز مرگ نیست.

پیش‌تر هم با اتاق نمایش رویش همکاری‌هایی داشته‌اید؟ از این همکاری‌ها بگویید؟

نمایشنامه خوانی «و هرگز جدا نمی‌شویم» نوشته یون فوسه تجربه قبلی نمایشنامه خوانی من در رویش مهر است که در آذرماه ۹۶ اجرا شد.و همکاری خوب و ماندگاری بود.

به نظرتان نمایش‌نامه خوانی در شهر اصفهان و در رویش مهر توسط مخاطبان در طی سال های گذشته تا چه اندازه موفق بوده است؟

در اصفهان نمایشنامه خوانی را با رویش مهر می‌شناسند.و به نظر من رویش با میثم کیان توانسته مخاطبان واقعی خود را جذب کند.

قدری هم از تجربیات اعضای نمایش‌نامه خوانیتان بگویید؟

در این نمایشنامه خوانی «آرزو حق‌شناس» و «سام کوراوند» به‌عنوان نقش خوان حضور دارند.

rooyeshmehr-culture-blog-Underthe-pretext-of-the-fourth-death-anniversary-of-Zaven-Ghookasian

به بهانه چهارمین سالگرد درگذشت زاون قوکاسیان

به بهانه چهارمین سالگرد درگذشت زاون قوکاسیان 560 420 رویش مهر و اندیشه

رضا مهدوی هزاوه/مدیر گروه دانشگاه هنر اراک:با مرگ، آدمی تمام می شود یا شروع می شود؟ به این سوال فکر می کنم. ماشین پژوی زاون قوکاسیان در کوچه پارک شده است. چند عروسک، جلوی آینه ی داخل ماشین آویزان است. به خانه اش می روم. در ِخانه باز است. روی دیوار، عکس کوچکی از درختان نصب شده است. خانه ی زاون با درخت شروع می شود. روی پله، دهها دسته گل چیده شده است. روی بعضی گل ها، کارتی هم چسبانده شده است :” با آرزوی سلامتی زاون “.
کنار در، تابلوی آبرنگی می بینم. زیر تابلو نوشته شده است : پاریس ١٩٨٤.
از راهرو که عبور می کنم چشمم به تابلوی یک کافه می افتد. کنار تابلو عکسی از خانواده ی زاون را می بینم.
حسن معتمدی و دخترانش را می بینم.حسن، دوست قدیمی زاون، سالهاست غمخوار اوست. همه به دور تخت زاون حلقه زده اند. خواهر زاون از همه خواهش می کند به حیاط بروند.
به بالكن می رویم. دانشجوهای دانشگاه سپهر اصفهان، به باران نگاه می کنند. روي بدن زاون ملافه ای کشیده اند. لابلای جمعیت ، علی خدایی را می بینم. برایش دست تکان می دهم. برایم دست تکان می دهد.
تکه هایی از سقف بالکن ریخته شده است. به دوران کودکی زاون فکر می کنم. زاون ده ساله را در حياط مي بينم كه به آسمان نگاه مي كند.
آدیک، مادر زاون می گوید چرا اینقدر به آسمان نگاه می کنی پسر ؟ پدر به زاون می گوید ستاره ها را می شمری ؟ زاون کوچولو روی لبه ی حوض نشسته است و به پنجاه سال بعد فکر می کند. می خندد. می گوید پنجاه سال بعد علی خدایی که ریش هایش سفید شده است با آقاي مهیمن در يك روز زمستاني به خانه ما می آيند و برایم گریه می کنند. می گوید حسن آقا قرار است در نیروگاه رفیقم شود. قرار است با احمد طالبی نژاد در رستوران پامچال صمیمی بشوم و بعد وقتی روی تخت بیمارستان الزهرا خوابیده ام به او بگویم احمد خوبی ؟ و احمد پشت تلفن مثل بچه ها گريه كند.
زاون به ستاره ها می گوید سرنوشت من چيست؟ ستاره ها مي گويند قرار است تاریخ سینما درس بدهي. قرار است هر هفته یکشنبه ها به موزه سینمای تهران بروی. به چشمان زاون کوچولو نگاه می کنم. چشمانش باز باز است.
آمبولانس به جلوی در خانه آمده است. همه به بیرون می روند. تخت خالی می شود. ملافه به رنگ سفید است. چند گل و چند شکلات به رنگ قرمز و آبی روی تخت ریخته اند.
برمی گردم به حیاط. زاون به نقل از ستاره ها مي گويد قرار است چهل و اندی سال بعد، به تعبير محمد رضا اصلاني سرطان اندوه بگیرد . چشمانش را مي بندد و مي خندد. به کلیسای مریم نگاه می کند. سرش را به زیر می اندازد. زیر لب می گوید اندوه چیست ؟
به آشپزخانه می روم. کاشی ها به رنگ سبز است. قهوه جوش بالای کابینت است. هر وقت به خانه زاون مي آمدم مي گفت” چاي يا قهوه؟”
حالا قهوه جوش انگار خيلي خسته است. به پذیرایی می روم. بالای تخت ، تندیسی که بهروز حشمت از اتريش برای زاون فرستاده است را می بینم. تندیس، طرح پرنده هایی است که به دل آسمان می زنند.
دوباره به حياط پناه مي برم. زاون كوچولو به درخت تکیه داده است. مي گويد پرنده شدن خيلي خوب است. مي گوید زيستن در اين دنيا سخت است اما مادرم ، آديك قرار است به من ياد بدهد اهل مدارا باشم.
خانه زاون با عكس درخت شروع مي شود و با خود درخت تمام مي شود. درخت به آدمي ياد مي دهد كه به وقت زمستان دلت را خوش كنی به بهار، که نوروز نزديك است.
اولين بهاري است كه زاون، در آن جهان، نزد مادرش سفره ي هفت سين پهن مي كند. آدیک، سمنو بر سر سفره مي گذارد. پدر زاون، یرواند، دستي بر سر سرطان اندوه پسرش مي كشد و همه ي اندوه و همه ي تنهايي ها يكباره تمام مي شود.
زاون به آديك مي گويد يادت مي آيد وقتي در سينما فيلم مي ديديم ساندويچ نان و كره به من مي دادي و من مي گفتم آديك من در اين دنيا فقط تو و سينما را دوست دارم…
علي خدايي را جلوی در خانه زاون ديدم. گفت همه چيز تمام شد. و بعد بلافاصله گفت شايد هم همه چيز شروع شد. راستي مرگ مگر شروعي ديگر براي زاون نيست ؟

rooyeshmehr-cuture-blog-Protesters-to--the--Oscars--Academy

معترضان به آکادمی اسکار چه کسانی هستند؟

معترضان به آکادمی اسکار چه کسانی هستند؟ 560 420 رویش مهر و اندیشه

«آلفونسو کوارون»، «جورج کلونی» و «برد پیت» نیز به جمع چهره‌های مهم سینمای جهان پیوستند که با اعتراض به تصمیم اخیر آکادمی اسکار، خواهان بازنگری مسئولان آکادمی شدند.به گزارش رویش مهر و به نقل از هالیوود ریپورتر، آکادمی علوم و هنرهای سینمای اسکار اخیراً اعلام کرده در مراسم اهدای جوایز نود و یکمین دوره این رویداد سینمایی که ۲۵ فوریه (۶ اسفند) به صورت مستقیم از شبکه ای‌بی‌سی پخش می‌شود، اعطای جوایز ۴ شاخه (فیلمبرداری، چهره‌پردازی، تدوین و بهترین فیلم کوتاه) را زمانی انجام خواهد داد که تبلیغات بازرگانی از تلویزیون پخش می‌شود و تماشاگران تلویزیونی نمی‌توانند شاهد اعطای این جوایز و برندگان آن باشند.اعلام این خبر با واکنش گسترده اهالی سینما رو به رو شده است و روز گذشته «مارتین اسکورسیزی»، «کوئنتین تارانتینو»، «کریستوفر نولان»، «اسپایک لی»، «مایکل مان»، «الخاندرو گونزالز ایناریتو»، «گیرمو دل‌تورو» با انتشار نامه‌ای سرگشاده این تصمیم آکادمی اسکار را توهین قلمداد کردند و خواهان تجدید نظر در این تصمیم شدند.همچنین گروهی از بازیگران، کارگردانان و تصویربرداران سینمای آمریکا نیز نام خود به جمع امضاء‌کنندگان این نامه اعتراضی به آکادمی اسکار و تهیه‌کنندگان آن اضافه کردند که از آن جمله می‌توان به «آلفونسو کوارون»، «رابرت دنیرو»، «الیزابت بنکس»، «پیتر دینکلج» و «کری واشینگتن» اشاره کرد.

توهین به کسانی که عشق و عمر خود را وقف حرفه خود کرده‌اند

در این نامه تصمیم آکادمی اسکار، توهین به کسانی معرفی شده است که عشق و عمر خود را وقف حرفه خود کرده‌اند و از آکادمی اسکار خواسته‌اند هر چه زودتر تصمیم بر عدم پخش تلویزیونی اعطای جوایز چهار شاخه از جوایز اسکار را لغو کند. جان بیلی رئیس آکادمی اسکار که خود یک فیلمبردار و زمانی رئیس انجمن فیلمبرداران آمریکا بوده است تاکید کرده است که آکادمی اسکار دستاوردهای همه ۲۴ شاخه را در این رویداد سینمایی ارج می‌نهد اما در عین حال به افزایش فشارها برای کاهش مدت زمان برگزاری مراسم اسکار اشاره کرده است (مراسم اسکار سال گذشته در مجموع سه ساعت و ۵۳ دقیقه به طول انجامید).رئیس آکادمی همچنین توضیح داده که عدم پخش تلویزیونی اعطای جوایز چهار شاخه به صورت چرخشی خواهد بود و سال آینده چهار شاخه دیگر مشمول این تصمیم خواهند شد. حال باید منتظر ماند و دید با توجه به اعتراض گسترده اهالی سینما، آکادمی اسکار همچنان بر این تصمیم پافشاری می‌کند و یا خیر.مراسم اعطای جوایز نود و یکمین دوره‌ی اسکار روز ۲۵ فوریه (بامداد دوشنبه ۶ اسفند) در لس آنجلس برگزار می‌شود.

rooyeshmehr-Tajrobe-akhir-role-readers

نقش خوانان نمایشنامه تجربه اخیر

نقش خوانان نمایشنامه تجربه اخیر 560 560 رویش مهر و اندیشه

نقش خوانان نمایشنامه؛«تجربه اخیر»

 

نوشین انتشاری،مبینا ترابیان،ویستا راد،مازیار طاهری،طراوت قنادیان،مهریار کسائی،هانیه مختاریان و آسیه بنی طباء

تماس بگیرید

031-36269317

ایمیل

info@rooyesh.com

© کلیه حقوق برای رویش مهر محفوظ است. طراحی توسط شاینا