• شماره های تماس : 03136269318 - 03136269317

آیین‌های مرگ در ایرانِ معاصر

گفتاری از : هاجر قربانی

آیین‌های مرگ در ایرانِ معاصر

آیین‌های مرگ در ایرانِ معاصر 560 420 رویش مهر و اندیشه

جزییات برگزاری
25 آذرماه 96

برگزار شد

  • محل برگزاری رویش مهر
  • ساعت برگزاری 17
  • دبیر برگزاری آرش اخوت
  • سخنران هاجر قربانی

هاجر قربانی: آیین‌ها عموما بنیادی‌ترین ارزش‌های یک جامعه را بازتاب می‌دهند. در این میان، آیین‌های‌ تدفین هم، که در ارتباطِ با یکی از مسائل زندگی فردی و جمعی انسان هستند، نه‌تنها برای بازمانده‌های فردِ متوفا امکان عبور از بحرانِ مرگ را آسان می‌کند، بلکه نوعِ مواجهه افراد با این رویداد را هم هموار می‌کند. آیین‌های مرگ، به‌جای در اِنزوا قراردادن و تنهایی، انسان را در برابر رویدادهای روزمرۀ قابلِ‌قبولی قرار می‌دهند که بر طبیعی بودنِ مرگ تأکید و چگونگیِ رفتارِ مناسب را تعریف می‌کنند. همچنین باید به این مساله اشاره کنم که این آیین‌ها به بیانِ احساسی کمک می‌کنند که درصورتِ عدم وجودِ آنها احساسات از بیان باز خواهند ماند.

بر همین اساس فهمِ رویدادِ مرگ و آیین‌های وابسته به آن از این جهت دارای اهمیّت است که می‌توانیم به واسطۀ مطالعه و درکِ مفاهیمِ مرتبط با آن به شناختِ بخشی از جامعه دست پیدا کنیم. خب با این اوصاف، اگر ما تغییراتِ جامعه را علت تغییراتِ آیین‌ها در نظر بگیریم، تغییرِ نظامِ دینی، باورها و مذهب در جامعه هم می‌توانند از عللِ تغییرِ آیین‌های شکل‌گرفته در آن جامعه باشند. همچنین باید به این نکته توجه کنیم که میراث سنتی فرهنگ ایرانی شیعی، در دورۀ مدرن دچار تحولاتِ عمیقی در فرم و محتوای خودش شد. یعنی فرهنگِ ایرانی مثل بقیه فرهنگ‌ها در نقاطِ مختلفِ جهان با ترکیبِ نظامِ صنعتی-سرمایه‌داری و مدرنیتۀ شهری تغییرات و پیچیدگی‌های بزرگی را در دهه‌های اخیر به خودش دیده که این تغییرات بر آیین‌های مرگ هم تاثیر گذاشته است و قابل بررسی هستند که من در این پژوهش به بخشی از این تغییرات پرداخته‌ام و در اینجا به آنها اشاره می‌کنم.

از همین ابتدا باید بگویم که آیین‌های مرگ را می‌توانیم از وجوه مختلف مورد بررسی قرار بدهیم اما آن چیزی که در این پژوهش اهمیت دارد تأثیر تجربه تجدد ایرانی بر آیین‌های مرگ است. تجربۀ تجدد در سنت ایرانی نه تنها مولد عناصر، نهادها و نظام‌های معنایی جدید در زندگی ایرانیان بوده است، بلکه از طرف دیگه توانسته نهادها و فرآیندها و نظام‌های معناییِ سنتی را هم مورد بازاندیشی و نوآوری قرار بدهد. در این بازاندیشی،‌ ما شاهدِ نوعی بازسازی خلاقانه سنت‌ها و آیین‌های سنتی هستیم که از یک طرف نوعی تداوم و پیوستگی را با میراث سنتی خودش نشان می‌دهد و از طرفِ دیگه نوعی بازآرایی عناصر صوری، محتوایی و نوآوری در آنها برای انطباق با زمینه و زمانه جدید را نیز فراهم میکند.

از این منظر فهم بازسازی بازاندیشانه در آیین‌های ایرانی می‌تواند موضوع مهمی برای مطالعات آیینی و فرهنگی در ایران باشد. که در این راستا کمتر توجهی به تجربه تجدد در آیین‌های مرگ بالاخص آیین‌های تدفین شده است. از آنجا که مرگ،‌ بخشی از زندگی و حیات اجتماعی است، و آیین‌های مرگ هم یکی از دینامیسم‌های فرهنگی کلیدی برای برساخت زندگی جمعی است،‌ لذا می‌توانم بگویم آیین‌های مرگ نیز در مواجهه با تجربه تجدد تغییراتی داشته‌اند.

در این پژوهش ما به دنبال فهم این مواجهه در آیین‌های مرگ و تجربۀ تجدد بودیم و می‌خواستیم ببینیم پیامدهای این مواجهه چه بوده و چه تاثیری در فرم و محتوا و دلالت‌های فرهنگی و اجتماعیِ این آیین‌ها داشته است. برای پاسخ به این مسأله، مطالعۀ موردی خاصی انجام دادیم؛ سازمانِ بهشت‌زهرا مهم‌ترین و فعّال‌ترین گورستانِ شهرِ تهران است. تاکیدِ ما در این گورستان یا بهتر است از همین ابتدا بگویم «سازمان‌گورستان»، محیطِ «عروجیان» یعنی محلِ برگزاری آیین‌های تدفین، اعم ‌از تطهیر، تکفین، نماز بوده است. مسألۀ محوری در این پژوهش دارای دو وجه و بُعد کلیدی از آیین‌های مرگ و تدفین بود 1) کنترل و بازتوزیعِ فضاهایِ عاطفیِ تدفین2) فرآیندهای اداری سازمانِ مرگ که بخشی از آن شاملِ نقشِ متولّیانِ این آیین‌ها در الگوی یک نظامِ سازمانی است.

آیین مرگ در بهشت‌ زهرای تهران

بهشت‌زهرا از اوایلِ دهۀ هفتادِ شمسی با توجّه به رشدِ جمعیت و در پیِ آن افزایشِ بی‌رویه مرگ برای تسهیلِ پرداختنِ به مناسکِ تدفین با رویکرد جدیدی، یعنی سازمانی‌شدنِ گورستان، به صورتِ رسمی آغازِ به فعالّیت کرد. برای فهمِ سازمانی شدن گورستان ما می‌بایست فرآیندِ تقسیمِ اجتماعی در آیین‌های مرگ را در دو الگوی پیشامدرن و مدرن مطالعه می‌کردیم. منظور از تقسیمِ اجتماعی در آیین‌های مرگ چه بوده؟ در اصل منظور ما این بوده که چه کسانی، با چه اهدافی و چگونه در برپاییِ این مناسک دخیل بوده‌اند و سازمانی شدنِ مرگ چه پیامدهایی بر روی درکِ ما از آیین‌های تدفین دارد؟ بر این اساس، مطالعۀ الگوی پیشامدرن به ما در چگونگیِ شکل‌گیری آیین‌های تدفین، فهمِ نظمِ این آیین‌ها و درکِ انسان‌ها از پدیدۀ مرگ کمک می‌کند و به سؤال‌هایمان، که آیا نظم و معناهایی که در گذشته وجود داشته است، هنوز هم در جای خود باقی مانده است یا خیر، پاسخ می‌دهد. مطالعات نشان داد که در دو الگوی ذکر شده، یعنی الگوی فرهنگِ شهرهای سنتی و مذهبی –که کماکان قابل مشاهده است- نزدیکان بیشترین نقش را در برگزاری آن به عهده دارند و ما شاهد کمترین تفکیکِ متخصصان در نظامِ آیینی تدفین هستیم و الگوی شهرهای مدرن که در کلان‌شهرها حضور دارد، از یک تقسیم بندی زیادی برخوردار است. بر پایۀ همین مطالعه به نظر می‌رسید که منطقِ شکل‌گیریِ این تقسیم اجتماعی برپایۀ دوگانۀ عقلانیتِ ارزشی/ ابزاری است.

عقلانیتِ ارزشی متعلق به دوران پیشامدرن و جوامع شهری سنتی است که می‌توان منشأ آن را باورهای دینی در فرهنگِ ایرانی شیعی در نظر بگیریم. این باورهای دینی خودشان را، در رفتارهای افراد، که مبتنی بر مستحباتِ دینی و دارای ثواب دنیوی و اخروی هستند، متجلی می‌کند. به عنوانِ مثال تطهیرکردن از حرفه‌های انبیاء و بزرگانِ دینی است. یا تطهیرِ چهارجسد در باورهای اسلامی مستحب و ثوابِ بسیاری دارد. حتّی در دورانِ مدرن که انجامِ آیین‌های مرگ براساسِ عقلانیتِ ابزاری انجام می‌شود تقریباً همۀ داده‌رسان‌های ما (تطهیرکنندگان، ناظران شرعی، کارمندان) که به فعالیتِ خود به عنوان یک منبع درآمد اقتصادی و معیشت زندگی نگاه می‌کنند، بر مواردی همچون مستحبات و ثوابِ اخروی صحه می‌گذارند که این خودش تأییدی بر وجودِ عقلانیتِ ارزشی در گذشته است. در دورانِ مدرن درمقابلِ عقلانیتِ ارزشی، که در بالا اشاره‌ای گذرا به آن شد، یک عقلانیتِ ابزاری‌ وجود دارد که، برخلافِ قبلی، ریشه در تجربۀ تجدد دارد. یعنی بازمانده‌ها دیگر هیچ نقشی در برگزاریِ آیین‌ها برعهده ندارند و فرصتِ انجامِ آنها هم در این فضا وجود ندارد و افرادِ درگیر با این آیین‌ها صرفاً با توجیهاتِ عقلانیِ مبتنی بر اقتصاد به این امور می‌پردازند نه باورهایِ دینی که نشأت گرفته از عقلانیتِ ارزشی است.

بر اساس دو مدلی که در بالا به آنها اشاره کردم. در گذشته، متوفا، در محيط‌هاي سنّتيِ روستايي و شهريِ كوچك، پس از رویدادِ مرگ، با همراهی و مشارکتِ بازماندگان در آیین‌های وابسته به جسد، یعنی تطهیر و تکفین، و بدون انجام هیچ‌گونه تشریفات اداری‌ـ سازمانی به خاک ‌سپرده می‌شد. امّا، در پی تغییراتی که به‌واسطۀ مدرن شدنِ جامعه و شهری شدنِ آن رخ داده است، دیگر برای بازماندگان امکانِ همراهی و مشارکت وجود ندارد. این انفصال در کُنش‌های فیزیکی‌ـ عاطفی تحتِ تأثیرِ تراكمِ زيادِ مردگان و لزوم سازمانی‌شدن و، به عبارتی، بوروکراتیک‌شدنِ آیین‌های مرگ است. این انفصال عدمِ ارتباطِ فیزیکیِ کنشگران (بازماندگان) با جسد است. عدمِ ارتباطِ فیزیکی‌ای که در تمامِ مراحلِ آیین‌های تدفین، یعنی از ابتدای رخدادِ مرگ تا زمانِ خاکسپاری همانطور که در تصویر1 ملاحظه میکنید مشاهده می‌شود. همچنین این انفصالِ فیزیکی منجر به کاهشِ کُنش‌های عاطفیِ کنشگران نسبتِ به جسد می‌شود. به بیانی دیگر، در گذشته تجربۀ مرگ تجربه‌ای جمعی با حجم انبوهی از کنش‌های احساسی و بارعاطفی بالا بود و این اعضای خانواده بودند که آیین‌های وابسته به جسد را برگزار می‌کردند و در خلال آن دائماً انفجارهای عاطفی شدیدی رخ می‌داد.

rooyeshmehr-thought-Analysis-routine-affairs-Death-Sickness-death-emotional-interaction-between-corpse-relaetives

کُنش عاطفی‌ـ فیزیکی میان بازماندگان و جسد در بازۀ زمانی پنجاه ساله، ایران. نگارنده 1394

1: کنش عاطفی- فیزیکی در الگوی‌های سنّتی روستاها

2: کنش عاطفی- فیزیکی در الکوهای سنّتی شهرها؛ شیراز و اصفهان

3: کنش عاطفی- فیزیکی در الگوی مدرنِ کلان‌شهرها؛ تهران، بهشت‌زهرا

آمارِ سازمان از دهۀ هشتاد تا نود از مراجعۀ روبه‌رشد و روزانه تعداد زیادی از شهروندان خبر می‌دهد. مدیریت و برنامۀ هدفمندِ ساختمانِ عروجیان انجامِ تطهیر، تکفین، نماز و سپس خاک‌سپاری است. مدیریتِ این مکان با توجّه به ضوابط و آیین‌نامه‌های متعدد شکل گرفته است. همچنین همگیِ افرادِ حاضر در این فضا بواسطۀ تخصصی شدنِ حرفه‌ها، دوره‌های آموزشی مختلفی دیده‌اند و یا به صورت دوره‌ای در حال آموزش‌های متعددی هستند. از سوی دیگر خودِ مدیریت، نیز در این راستا، آموزش دیده است.

تخصصی شدن و تقسیمِ کار با نظامِ عقلانیِ بوروکراسی در یک راستا و وجود هر یک از آن‌ها، در جوامعِ شهریِ مبتنی بر پیچیدگی، مستلزم دیگری است. پس، هرچه این نظام‌های شهری، بواسطۀ مواجهه با پدیدۀ مدرن پیچیده‌تر شوند، رفتارهای مردم در جامعه هم از پیچیدگی بیشتری برخوردار می‌شود. پس، شکل‌گیریِ یک نظامِ عقلانیِ مبتنی بر تخصصی‌شدن و تقسیمِ کار در جهتِ انجامِ مناسک دینیِ وابسته به مرگ از الزاماتِ چنین نظامِ شهری مبتنی بر پیچیدگی است که سازمانِ بهشت‌زهرا و، در اصل، معاونتِ عروجیان سعی کرده است که به انجامِ سریعِ مناسک، کمک کند.

همانطور که پیش‌تر هم گفته شد، در الگوی سنتی برگزاری تمام آیین‌هایی که در بخشِ اوّل به ان اشاره کردم برعهدۀ خانواده و محدود به یک یا دو نفر بود. نکتۀ دیگر اینکه در بسترِ این مدل جوامع بازماندگان بر چگونگیِ انجام این آیین‌ها واقف بودند و در زمانِ انجامِ این فرآیند نیاز به تخصص مشاهده نمی‌شد. این مسأله از لحظۀ ابتدای وقوعِ مرگ تا پایانِ خاک‌سپاری در این پژوهش قابل پی‌گیر بود.

از طرفی در پیِ مواجهه جامعۀ سنّتی با پدیدۀ مدرن گورستانی که تا پیش از این در شکلِ محلّی فعالیّت داشت به خارج از شهر تهران منتقل و به یک سازمان تبدیل شده است. این سازمان از گورستان بهشت‌زهرا به سازمان بهشت‌زهرا تغییر ماهیّت یافت، تدفین‌های عمومی در قطعاتِ متفاوت انجام شد و در شکلِ طبقه‌بندیِ اجتماعی در فضای سازمانی تجلّی یافت. سازمان هم با توجّه به ویژگی‌های سازمانی در دنیای مدرن از مؤلفه‌هایی همچون عقلانیّت، علمی‌شدن(یعنی مدیریت)، بهداشت و تکنولوژی، که تمامّا نشان‌دهندۀ تخحصص‌گرایی در امور وابسته به مرگ هستند، استفاده کرده است. به عبارتی تحوّلاتِ آیین‌های مرگ درپیِ حذف شدنِ برخی از آن‌ها و اضافه‌شدنِ دیگر عناصر منجر به این امر شده است که افرادِ جامعه با یک تجربۀ جدیدِ مرگ مواجه شوند که ناشی از یک تجربۀ مدرن در فرهنگ ایرانی است. یعنی ما به‌واسطۀ تجدد یا همان مدرن‌شدنِ فرهنگ ایرانی با تحوّلاتِ بخشی از فرهنگ‌ــ در عینِ ثباتِ بخش‌هایی از آن‌ــ مواجه هستیم. در این میان آیین‌های مرگ، اگرچه مبانی فقهی و شرعی‌اش تغییر نکرده، امّا، به‌واسطۀ بوروکراتیک‌شدن، بُعدِ اجرایی آیین‌ها و بر این اساس نحوۀ تجربۀ ما از آیین‌های تدفین، تجربۀ اجتماعی و عاطفی و درونی و حتی نحوۀ درک ما از مفهوم مرگ یا مرده (مرده‌ای که دیگر به ندرت می‌توان دید، یعنی فرآیند سازمانیِ شدن آیین‌های تدفین، هرچه بیشتر مرده را از دیده شدن توسط افراد زیادی از وابستگان پنهان کرده است) عمیقاً متحوّل شده است. لذا، آيين‌هاي تدفين بيش از آنكه منجر به تداوم الگوهاي سنّتي باشند، در بستر توسعۀ شهري و تحوّلات اُرگانيكِ جامعۀ آن بستري براي تحوّل بوده‌اند. به‌عبارت ديگر سازمان بهشت زهرا، شيوه‌ها و آيين‌هاي جديد تدفين الگوهاي جديدي از تجربۀ مفهوم مرگ و مواجهه با آن را ايجاد كرده است که عملاً متأثر از منطق بوروكراتيك‌شدن فضاي تدفين و مقدّمات و مؤخّرات آنست. برهمین اساس در پژوهش‌هاي بعدي مي‌توان اين تحوّل در فرم‌ها و محتواها و كاركردهاي آييني در بستر كلان‌شهر تهران و پيامدهاي آن را مطالعه كرد و نشان داد که چگونه از خلال اين تحوّلاتِ آييني ما با تحوّلاتِ تجربه‌هاي فرهنگي مواجه هستيم و چگونه آيين‌ها بستري براي نوآوريِ فرهنگي می‌شوند.

سایر رویدادهای واکاوی امر عادی و روزمره را از اینجا ببینید

تماس بگیرید

031-36269317

ایمیل

info@rooyesh.com

© کلیه حقوق برای رویش مهر محفوظ است. طراحی توسط شاینا